توی این کلیپ که برای شما گذاشتم ، یکی از هوادارها به نام سیاوش به برنامه ای که داریوش اقبالی توی اون مهمون هست تلفن میزنه و به قول خودش به جای قربون صدقه ، یک شعر زیبا که خودش با استفاده از اشعار ترانه های داریوش گفته می خونه که واقعا زیباست و داریوش هم بعضی جاهاش احساساتی میشه. اونجایی که سیاوش میگه "قلبمو لرزوند تو سینه" بغض و حسرت رو تو حرکت چشمها و ابروهای داریوش می بینم و انگار داریوش واقعا به یاد سی ، چهل سال پیش می اُفته و بغض گلوش رو میگیره. ای کاش داریوش امروز در بین ما و در کشور خودش بود.

