
=============================================
آهنگ (شاید باید...) با شعری از شهیار قنبری و آهنگ و تنظیم عبدی یمینی فریاد اعتراض است به کپی برداری از آثاری که هنرمندان سالها برای آنها زحمت می کشند و در انتها هم افراد سود جویی که لقبی جز دزد را نمی توان برای آنها انتخاب کرد با پخش غیر قانونی این آثار تیشه به ریشه هنر و هنرمند می زنند.امیدوارم من و شما اگر نمی خواهیم یا نمی توانیم از هنر و هنرمند حمایت کنیم لاقل دستبه کپی ناجوانمردانه آثار آنها هم نزنیم.

بگو كي بود تو رو به گريه انداخت
كي بود كه از بغضت ترانه ميساخت
كي بود كه بيوقفه تو رو نفهميد
كي بهتر از تو رنگها رو ميشناخت
بگو كي بود رنگ صدات رو دزديد
كي بود كي بود ترانههات رو دزديد
كي بود كه از سايه تو ميترسيد
از كوچهها صداي پات رو دزديد
كي بود كي بود من نبودم
من كه دروغ زن نبودم
شايد بايد ميپرسيدم
پيشتر از اين ميفهميدم
شايد بايد ميفهميدم
اسير ناباوريم
آفتابي شو، آفتابي شو
من يكي خاكستريم
كي بود كي بود من نبودم
من كه دروغ زن نبودم
شايد بايد ميپرسيدم
پيشتر از اين ميفهميدم
آفتابي شو، آفتابي شو
كه سرد سرد سردمه
بايد به جنگ من برم
اين آخرين نبردمه
من از توام من نه منم
بايد طلسم رو بشكنم
بايد به سيم عاشقي
به سيم آخر بزنم
گريه نكن اي من ِ من
به وقت جنگ تن به تن
چيزي نمونده به سحر
به ساعت تازه شدن
كي بود كي بود من نبودم
من كه دروغ زن نبودم
شايد بايد ميپرسيدم
پيشتر از اين ميفهميدم
آفتابي شو، آفتابي شو
كه سرد سرد سردمه
بايد به جنگ من برم
اين آخرين نبردمه
-------------------------------------------------------------------------